سخن دبیر علمی کنگره

روان‌شناسی، اگر به پرسش از خود بازنگردد، به ابزاری برای خاموش‌کردن انسان بدل می‌شود

یازدهمین کنگره ملی و اولین  کنگره بین‌المللی انجمن روان‌شناسی ایران با محوریت روان‌شناسی انتقادی در زمانی برگزار می‌شود که روان‌شناسی، بیش از هر دوره‌ای، با پرسش‌های بنیادین درباره‌ی تاریخ، مبانی نظری، روش‌شناسی و کارکردهای اجتماعی خود روبه‌روست. انتخاب این موضوع، نه یک انتخاب نمادین، بلکه پاسخی آگاهانه به ضرورت بازاندیشی در جایگاه و مسئولیت‌های این علم در جهان معاصر است.

روان‌شناسی با ظهور نگرش تجربی متولد شد؛ در تلاشی برای فاصله‌گرفتن از تبیین‌های اسطوره‌ای، ماوراءاندیشانه و شمن‌گرایانه‌ی رفتار و رنج انسانی. این علم، در مسیر توسعه‌ی خود، بینشی نو از رفتار انسان پدید آورد و کوشید فهمی متفاوت از انسان و تجربه‌ی زیسته‌ی او ارائه دهد. روان‌شناسی، در آغاز، وعده‌ی دانشی رهایی‌بخش را با خود حمل می‌کرد؛ دانشی که قرار بود انسان را از جبرهای نادیده، تفسیرهای رازآلود و سلطه‌ی معناهای تحمیل‌شده برهاند.

با این حال، تاریخ روان‌شناسی تنها روایت پیشرفت و گسترش دانش نیست. در دل این مسیر، دو منظر هم‌زمان شکل گرفت. از یک‌سو، روایتی جمعی که در آن انسان‌ها کوشیدند مفهومی مشترک به نام روان و دانشی علمی برای فهم، درمان و بهبود زندگی انسانی بسازند. از سوی دیگر، منظری که از درون همان جامعه انسانی سر برآورد؛ جایی که گروه‌هایی برخوردار از قدرت، روان‌شناسی را به شکلی شمن‌وار در اختیار گرفتند و آن را به ابزاری برای هنجارسازی، کنترل، مشروعیت‌بخشی، تولید سرمایه و بازتولید مناسبات قدرت بدل کردند.

روان‌شناسی انتقادی در جایی شکل می‌گیرد که آنچه سال‌ها بدیهی تلقی شده، ناگهان نیازمند مکث و بازنگری می‌شود؛ جایی که خودِ روان‌شناسی، نه صرفاً به‌عنوان پاسخ، بلکه به‌عنوان مسئله‌ای تاریخی و اجتماعی ظاهر می‌گردد. در این نقطه، پرسش از میزان سهم روان‌شناسی در رشد انسان و بهبود مناسبات انسانی، دیگر پرسشی بدیهی نیست، بلکه پرسشی گشوده و حل‌نشده باقی می‌ماند؛ همان‌قدر که بررسی دستاوردهای آن ضروری است، تأمل در پیامدها و هزینه‌هایی که در سکوت یا به‌صورت ساختاری تولید شده‌اند نیز اجتناب‌ناپذیر می‌شود.

از این منظر، می‌توان پرسید آیا روان‌شناسی در مسیر توسعه‌ی خود، به‌تدریج فاصله‌ای میان انسان و بدنش ایجاد نکرده و تجربه‌ی زیسته را در شبکه‌ای از زبان، تصویر، طبقه‌بندی و تشخیص فرو نکاهیده است؟ آیا تأکید روزافزون بر فردیت، همواره به معنای توانمندسازی بوده است، یا در برخی سطوح، به انزوای بیشتر و گسست از پیوندهای انسانی انجامیده است؟ و در نهایت، آیا ممکن است دانشی که با ادعای رهایی شکل گرفته، در برخی بافت‌ها و کارکردها، ناخواسته در تداوم همان مسئله‌ای سهیم شده باشد که قصد حل آن را داشته است؟

این کنگره می‌کوشد فضایی علمی، بین‌المللی و بین‌رشته‌ای برای طرح و بررسی این پرسش‌ها فراهم آورد؛ فضایی که در آن روان‌شناسی نه صرفاً به‌عنوان مجموعه‌ای از تکنیک‌ها و تشخیص‌ها، بلکه به‌مثابه دانشی تاریخی، اجتماعی، بدن‌مند و اخلاقی مورد بازخوانی قرار گیرد. مقالات و نشست‌های این کنگره، طیفی از موضوعات را دربرمی‌گیرد؛ از نقد الگوهای غالب تشخیصی و درمانی تا بررسی پیوند روان‌شناسی با قدرت، فرهنگ، اقتصاد، صنعت، جنسیت و سیاست.

به‌عنوان دبیر علمی این کنگره، از تمامی اساتید، پژوهشگران و دانشجویانی که با مشارکت علمی خود به شکل‌گیری این گفت‌وگوی انتقادی یاری می­رسانند، صمیمانه سپاسگزارم. همچنین از اعضای کمیته علمی و داوران محترم که با دقت و تعهد، فرآیند علمی این رویداد را همراهی می­کنند، قدردانی می‌کنم.

آینده‌ی روان‌شناسی، نه در پاسخ‌های آماده، بلکه در شجاعت پرسیدن دوباره نهفته است

 

دکتر نادر منیرپور
دبیر علمی یازدهمین کنگره ملی و اولین کنگره بین‌المللی انجمن روان‌شناسی ایران